على محمدى خراسانى
333
شرح رسائل (فارسى)
و گاهى مجتهدى در يك سلسله مسائلى دعواى اجماع مىكند كه شهرت قبل از او يا در زمان او و يا بعد از او بر خلاف اين مطلب است و امثال اين قبيل ادعاهاى اجماع كه خيلى زياد است . حال مرحوم شيخ مىفرمايد : تمام اينها اجماعات قاعدهاى است و مبتنى بر اجتهادات خود مدّعى اجماع است يعنى يك قاعدهء اصولى مسلّم را پيدا كرده و بنظرش اين كبراى كلى بر فلان فرع فقهى منطبق بوده و لذا در همان فرع ادعاى اجماع كرده درحالىكه اى چهبسا در خصوص آن فرع احدى فتوا نداده باشد سپس مىفرمايد : چه بجا است كه ما نمونههائى از اين قبيل اجماعات را از زبان فقهاء نامى شيعه بياوريم تا كسى گمان نبرد كه كلام ما صرف ادّعا است و شاهدى ندارد : نمونهء اوّل : سيد مرتضى فرموده : انّ من مذهبنا ازالة النجاسة به غير الماء من المائعات گويا كسى مىپرسد : از كجا شما اين حكم را به مذهب شيعه نسبت مىدهيد و خلاصه ادّعاى اجماع مىكنيد درحالىكه در خصوص اين نصّى وارد نشده ؟ محقّق اوّل به دفاع از سيد مىگويد : چون ما يك اصل و قاعدهء مسلمه داريم و آن اينكه : ما به اصالة الاباحة و الجواز عمل مىكنيم تا زمانى كه دليل شرعى بر خلاف آن اصل عقلى برسد و وقتى به شرع مراجعه كرديم ديديم مانعى از ازالهء به غير ماء از ساير مايعات وجود ندارد حال سيّد روى اين اصل فتوا به جواز داده و ادعاى اجماع كرده درحالىكه اصل او باطل است چون استصحاب بقاء نجاست را داريم ، نمونه دوّم : شيخ مفيد نيز فرموده : من مذهبنا جواز ازالة . . . و همان پرسش متوجه ايشان هم هست كه باز محقق در مقام توجيه فرموده : در اين مسئله روايتى وارد شده و مفيد به استناد آن روايت ادعاى اجماع كرده نه بر اساس تتبع آراء فقهاء .